کورش احمدی – دیپلمات پیشین- آیا آمریکا همچنان در پی مذاکره با ایران است؟
این روزها در حالی که با تهدید بازگشت قطعنامههای شورای امنیت مواجه هستیم و همزمان بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی مذاکره و دیپلماسی را تنها راهحل میدانند، سؤال بجا و درستی نیز ذهن بسیاری در سطوح تصمیمگیری و کارشناسی و نیز عامه مردم را درگیر کرده است. سؤال این است که چرا برخی همچنان توصیه به مذاکره با آمریکا میکنند؟
علائم آمریکا حاکی از بیتفاوتی درباره مذاکره با ایران تاکتیکی است یا راهبردی؟
اساسا از منظر آمریکا چرا این کشور باید در این مقطع زمانی با ایران مذاکره کند؟ اگر هدف نهایی آمریکا تضعیف ایران یا فراتر از آن است، چرا آمریکا باید به ایران فرصت تنفس و رهایی از مشکلات موجود را بدهد؟ در شرایطی که آمریکا مدعی است فوریت خطر هستهای ایران منتفی شده و اقتصاد ایران تحت فشار مضاعف قرار گرفته است، مذاکره واقعی با ایران چه منافع یا دستاوردی برای آمریکا میتواند داشته باشد؟
1- این تصور که چون آمریکا برنامه هستهای ایران را غیرفعال کرده و احتمالا به تهدید ناشی از آن پایان داده، پس قاعدتا یا هدفش باید ادامه فشار به قصد تضعیف بیشتر ایران باشد یا نباید دیگر با ایران کار داشته باشد، بر فرض درستی استوار نیست.
نه ایران کشور کماهمیتی است، نه آمریکا هدف تغییر نظام یا فروپاشی ایران را دنبال میکند. اسرائیل با هدف اعمال هژمونی بر منطقه ممکن است در پی تغییر نظام یا فروپاشی ایران باشد، اما آمریکا نمیتواند چنین هدفی را دنبال کند. فروپاشی ایران بهعنوان مهمترین کشور منطقه و مهمترین کشور در حوزه خلیج فارس و دریای عمان و قرارداشتن در جوار منابع نفتی عظیم منطقه، تهدیدی برای حوزههای ژئوپلیتیک اطراف ایران خواهد بود و موجب افزایش شدید قیمت نفت خواهد شد.
مخاطرات فرضی ناشی از فروپاشی ایران میتواند مسری و گسترشیابنده باشد و فقط آمریکا با صرف هزینههای زیاد مالی و انسانی ممکن است بتواند قادر به مهار و کنترل آن باشد. در همین باره، سیاست داخلی آمریکا و پایگاه اجتماعی ترامپ به او اجازه نمیدهد که وارد چنین وادیها و «جنگهای بیپایان» احتمالی شود؛ جنگهایی که تصویر روشنی از آینده آن وجود نخواهد داشت.
بخش مهمی از پایگاه اجتماعی ترامپ که سخت مخالف درگیرشدن آمریکا در چنین ماجراجوییها در خارج است، با حمله محدود به تأسیسات هستهای ایران نیز مخالف بود و به همین دلیل اخیرا تقابلهایی نیز با اسرائیل داشته است.
2- پیشفرض نادرست دیگر این سؤالها این است که گویا رابطه بین ایران و آمریکا محدود به برنامه هستهای ایران است و اگر قرار به گفتوگو در این مورد نباشد، پس دو کشور حرفی با هم ندارند. آمریکا به عنوان قدرت جهانی و ایران به عنوان کشوری با بهترین موقعیت ژئوپلیتیک که بالقوه قویترین کشور منطقه است، مستعد آناند که بیشترین تعامل (یا تقابل) را با هم داشته باشند.
در دوره 400ساله گذشته که قدرتهای جهانی مثل پرتغال، هلند، انگلیس و آمریکا در منطقه ما حضور داشتهاند، رابطه ایران با آنها همواره توأم با بیشترین تعامل (یا تقابل) بوده است. در حال و آینده نیز گریزی از اینکه یک هژمون جهانی در منطقه ما حضور داشته باشد، نیست و منطق قدرت و رقابت ایجاب میکند که ایران با قدرت جهانی بیشترین تعامل (یا تقابل) را داشته باشد.










